خرید بک لینک

یه ماه پیش یکی از همکلاسی های اول دبیرستان شنیدم که تصادف کرده و تو کماست، بعد دو روز دکترا مرگ مغزی اعلام کردن و به همین راحتی رفت!!!!!!!!تا امروز من مشکیمو در نیاورده بودم چون منتظر بودم چهلمش در بیارم ولی مثل اینکه یا روزگار با ما لجه یا عزرائیل کلید کرده تو مسعودیه.

همین پریروز یعنی سه شنبه با رفیقم که بچه محلمونه وایساده بودم سر کوچه اسم رفیقم ممده کلی با هم گفتیم و خندیدیم و رفتم خونه، فرداش خبر بهم رسید که با موتور تصادف کرده الان تو کماست و دکترا میگن یه درصد زندست از اون موقع به بعد گفتم دکترا چرت میگن مگه الکیه بمیره ولی امروز ممدم از دنیا رفت الان دارم با گریه مینویسم خدا با ما مشکلی داری چرا آخه ما؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگه نمیدونم فکر کنم رنگ مشکی به من میاد که تو یه ماه دو تا رفیقام میمیرن؟؟!! نمیدونم وقتی الان میخوام برم دم خونشون مامان و باباش و دیدنی میتونم جلوی خودمو بگیرم گریه نکنم یا نه!

EXparsbloger.comEX<-m->http://m-s-r.blogfa.com/post/103<-mm->مـــــــــرگ<-mmm->

برچسب: نویسنده: لاله تاريخ: 8 دی 1391 ساعت: 11:23

صفحه بندی